مرزبندی
مترادفها
مرزگذاری، تعیین مرز
متضادها
بیمرزی، بیحد و مرز
لغت نامه دهخدا
مرزبندی. [ م َ ب َ ] ( حامص مرکب ) حاشیه بندی در باغ و باغچه و مزرعه. کردوبندی.
- مرزبندی کردن؛ حاشیه های برآمده بر قطعات زمین مزروع برآوردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). کرت پندی. کرت بندی. تقسیم کردن زمین زراعتی به قطعات کوچک.
فرهنگ معین
( ~. بَ ) (حامص. ) تقسیم کردن زمین کشاورزی به قطعات مختلف.
فرهنگ عمید
۱. تعیین کردن مرز.
۲. (کشاورزی ) ساختن و برآوردن کناره و حد در قطعه های زمین زراعتی.
فرهنگ فارسی
تقسیم کردن زمین بقطعات.
ویکی واژه
تقسیم کردن زمین کشاورزی به قطعات مختلف.
جمله سازی با مرزبندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوپن سیم ۲٫۲٫۱ در ۱۱ آوریل ۲۰۱۱ منتشر شد. آخرین و جدیدترین اوپن سیم دارای رابط کاربری است و به کاربر اجازه میدهد که حرکتهای عضلانی را مرزبندی کند و محرکهای مربوط به استاتیک را بهینهسازی کند.
💡 این مرزبندی در جریان اعلامیههای مسکو به مرزهای قبلی بازگردانده شد.