گردانه

لغت نامه دهخدا

گردانه. [ گ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 71هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 23هزاروپانصدگزی باختر راه شوسه مهاباد به سردشت. هوای آن کوهستانی و سردسیر و دارای 260 تن جمعیت است. آب آن از رودخانه بادین آباد تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گردانه. [ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) حلقه آهنی است که بدان چیزها آویزند. || گِردانه، نوعی گردون خردی است که طفلان رفتار از آن آموزند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حلقه ای آهنی که بدان چیز ها آویزند. ۲ - چرخ سنگین چدنی است که محکم به میل لنگ پیچ و مهره شده. عمل عمد. گردانه تنظیم ضربان نامرتب پیستونهاست. از محیط گردانه گاهی بعنوان باد بزن برای سرد گردن موتور استفاده کنند ولی امروزه از محیط آن که دندانه دار است بیشتر برای راه انداختن موتور بوسیله سلف استفاده میشود استفاد. دیگری که از صفح. گردانه میشود استعمال آن بعنوان یکی از صفحات کلاچ است.

جمله سازی با گردانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایندی، هلنا و تدی به یونان می‌آیند و فوله نیز آن‌ها را تعقیب می‌کند. و با کمک دوست قدیمی ایندی، آن‌ها به کشتی غرق‌شده در دریای اژه می‌رسند و لوح ترسیمی حاوی مسیرهایی به نیمه دیگر گردانه را بازیابی می‌کنند. فوله از راه می‌رسد و دوست ایندی را می‌کشد. گروه ایندی فرار می‌کنند و به سیسیل می‌روند که توسط فوله تعقیب می‌شوند.

💡 نه از بهر برومندی است، راه برق می بیند مرا گردانه ای از بخت وارون سبز می گردد

💡 برق از کشتی خورد گردانه یی در عهد او از خجالت خواهد آتش آب در فولاد شد!

💡 سبک چون پنبه از سر وا کنی گردانه تن را چو مستان بی محابا بر سر مینا نهی پا را

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز