لغت نامه دهخدا
کار بد. [ رِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نکیر. ( دهار ). زنا. منکر. سیئه. فعل زشت. ( شعوری ):
میان باریک و فربه دنبه بی مو
برای کار بد بسیار نیکو.ابوالمعانی ( از شعوری ج 2 ص 235 ).
کار بد. [ رِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نکیر. ( دهار ). زنا. منکر. سیئه. فعل زشت. ( شعوری ):
میان باریک و فربه دنبه بی مو
برای کار بد بسیار نیکو.ابوالمعانی ( از شعوری ج 2 ص 235 ).
زنا منکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خدای رازدان خوشسخن عیب کار بد ز ما پنهان مکن
💡 نیاید ز مرد خرد کار بد ندید او ز ما هیچ کردار بد
💡 حرص تو در کار بد چون آتشست اخگر از رنگ خوش آتش خوشست
💡 تا به آنها سزای خود بیند کار بد را سزای بد بیند
💡 نباید کزین کین به تو بد رسد که کار بد از مردم بد رسد