لغت نامه دهخدا
بد و بیراه. [ ب َ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کلام زشت. ناسزا.
- بد و بیراه گفتن؛ فحش دادن و متلک گفتن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
بد و بیراه. [ ب َ دُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کلام زشت. ناسزا.
- بد و بیراه گفتن؛ فحش دادن و متلک گفتن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تواکو (towako) دختری است که هدفی در زندگیاش ندارد و دائم به دوستپسر قبلیاش، کوروساکی (Kurosaki)، فکر میکند. از بههم خوردن رفاقت این دو چیزی حدود ۸ سال میگذرد اما تواکو هنوز مهر کوروساکی را به دل دارد. از قرار معلوم، کوروساکی ظلم زیادی در حق تواکو کرده است و او را تا حد مرگ کتک میزد. در این بین تواکو با مردی با نام جینجی (Jinji)، زندگی میکند، او یک کارگر است و ۱۵ سال از تواکو بیشتر سن دارد. تواکو از جینجی بدش میآید و دائم به او بد و بیراه میگوید اما از آنجایی که خرج تواکو را جینجی میدهد، چارهای به غیر از تحمل او ندارد.
💡 «ماتیاش راکوشی» دبیر حزب کمونیست مجارستان که بد و بیراه به استالین برایش سنگین بود، سه چهار ماه بعد از آن گزارش، تحت فشاری که از سوی دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی وارد شد از دبیر کلی عزل شد.