چین دار

لغت نامه دهخدا

چین دار. ( نف مرکب ) چین دارنده. دارای شکنج. با نورد. با تا و لاهای بسیار.

فرهنگ عمید

ویژگی پارچه یا لباسی که چین و شکن داشته باشد، دارای چین.

فرهنگ فارسی

چین دارنده. دارای شکنج. بانورد. باتا و لا های بسیار.

فرهنگستان زبان و ادب

{corrugate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی سطحی پوشیده از برآمدگی های موازی و عموماً قوسی یا موج دار که با خطوط فرورفته و عمیق از یکدیگر جدا می شوند و ظاهری چروکیده دارند
{plicate, plaited} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگی که حاشیۀ آن مانند بادبزن تا خورده باشد

جمله سازی با چین دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا در خرمن او خوشه چین دار ز نور او دلم را راه بین دار

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز