چار اصل
مترادفها
چهار اصل
لغت نامه دهخدا
چاراصل. [ اَ ] ( اِ مرکب ) عناصر اربعه ( آب و خاک و باد و آتش ):
یک دو شد از سه حرفش چاراصل و پنج شعبه
شش روز و هفت اختر نه قصر و هشت منظر.خاقانی.
فرهنگ فارسی
عناصر اربعه
جمله سازی با چار اصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه ذوق دارند این چار اصل ز آمیزش نبات و مردم و حیوان نتیجه این چار
💡 پس به نام یازده فرزند پاک او که هست بر سه فرع و چار اصل ونه فلکشان اقتدار
💡 نه دایره چرخ شده خط شریفش چار اصل جهان گشته سه انگشت دبیرش
💡 از نه سپهر اطلس از هفت نجم خورشید از چار اصل آتش وز هرسه فرع حیوان
💡 خاقان اکبر آنکه دو عید است در سه بعد شش روز و پنج وقت ز چار اصل گوهرش
💡 یک دو شد از سه حرفش چار اصل و پنج شعبه شش روز و هفت اختر نه قصر و هشت منظر