لغت نامه دهخدا
پندپذیر. [ پ َ پ َ ] ( نف مرکب ) که قبول اندرز و نصیحت کند. متّعظ:
نیک خواهان دهند پند ولیک
نیکبختان بوند پندپذیر.
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر.سعدی.
پندپذیر. [ پ َ پ َ ] ( نف مرکب ) که قبول اندرز و نصیحت کند. متّعظ:
نیک خواهان دهند پند ولیک
نیکبختان بوند پندپذیر.
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر.سعدی.
پندپذیرنده، آن که گوش به پند و اندرز بدهد: نیک خواهان دهند پند ولیک / نیک بختان بُوَند پندپذیر (کلیله ودمنه: ۱۱۲ ).
( صفت ) نصیحت آموز عبرت آموز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لَقَدْ تَرَکْناها آیَةً گذاشتیم کشتی را تا نشانی بود درین جهان از نخستین کین کشیدن ما، فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (۱۵) هیچ پندپذیر هست..؟.
💡 نفس یغما به مدارای خرد پندپذیر نیست تمهید مصاف و سپهی باید کرد
💡 وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ آسان کردیم یاد داشتن را، فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (۲۲) هیچ پندپذیر هست...؟.
💡 وَ لَقَدْ أَهْلَکْنا أَشْیاعَکُمْ و هلاک کردیم چون شمایان فراوان، فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (۵۱) هیچ پندپذیر هست..؟.
💡 دل آگاه ز هر ذره شود پندپذیر مرده دل از دهن گور نصیحت شنود