لغت نامه دهخدا
پخته کاری. [ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) چگونگی و کیفیت و حال پخته کار.
پخته کاری. [ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) چگونگی و کیفیت و حال پخته کار.
چگونگی و کیفیت حال پخته کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته اند از تو که بر ساده دلان بخشایی پخته کاری ست که ما را طمع خامی هست
💡 چو بود این طفل در کار جهان خام جهان بر پخته کاری یافت آرام
💡 گریز از طرز جمهوری غلام پخته کاری شو که از مغز دو صد خر فکر انسانی نمی آید
💡 طریق پخته کاری را ندانند به خامی میوه از باغت فشانند
💡 سخن سنجی، جوانی، پخته کاری ز هر رسم آگهی، کامل عیاری