لغت نامه دهخدا
پاک چشمی. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) صفت پاک چشم.
پاک چشمی. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) صفت پاک چشم.
عمل پاک چشم پاک نظری.
صفت پاک چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پاک چشمی من شبنمی ندارد باغ ز دست هم بربایند گلعذارانم
💡 در آن حریم که عریانی سخن عیبست برهنه گویی من جرم پاک چشمی اوست
💡 صدف از پاک چشمی صائب از گوهر لبالب شد زروی پاک خوبان بهره چشم پاک بردارد
💡 به چشم عندلیب از جمله تردامنان باشد اگر در پاک چشمی قطره کوثر شود شبنم
💡 جای آن هست که چشمم از همه عالم بندد پاک چشمی که نظر بر رخ ماهی دارد
💡 کسی را رسد دعوی پاک چشمی که چشم خوداز عیب پوشیده باشد