همدرس
مترادفها
همکلاسی، هممدرسهای
لغت نامه دهخدا
هم درس. [ هََ دَ ] ( ص مرکب ) دوتن که با هم درس خوانند. هم کلاس. هم سبق:
بشوی اوراق اگرهم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد.حافظ.
فرهنگ عمید
دو یا چند تن که در یک جا تحصیل کنند.
جمله سازی با همدرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بافلاطون اندر میکده در مدرس خم سالها بودم همدرس در آئین نظر
💡 بشو اوراق اگر همدرس مائی که علم عشق در دفتر نباشد
💡 کاهلان همدرس می جویند از افسردگی داستان عشق را همداستان در کار نیست
💡 من و همدرس قدیمیام پس از سالها دوری، بالاخره در یک مهمانی بزرگ توانستیم دوباره همدیگر را ملاقات کنیم و صحبت کنیم.
💡 او همیشه با همدرسهای خود در کتابخانه مدرسه مینشست تا برای امتحانات پایان ترم به صورت گروهی و مفید مطالعه کنند.
💡 پیدا کردن یک همدرس با انگیزههای مشابه میتواند روند یادگیری و پیشرفت تحصیلی شما را در دوران دانشگاه بسیار سریعتر کند.