های هوی

لغت نامه دهخدا

های هوی. ( اِ صوت ) به معنی هایاهوی است که شور و غوغای میزبانی و عروسی باشد. ( برهان ). شور و غوغای اهل طرب. ( ناظم الاطباء ). در ترکی «های هوی » به معنی غوغا و ستیزه است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || کلمه تأکید یعنی های های و زود زود و بتعجیل. ( ناظم الاطباء ). به معنی زود زود است که تأکید در شتاب باشد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( های هوی ) زوردزود بشتاب بتعجیل.
هیاهو، صداهای درهم وبرهم، شوروغوغا، شادی، طرب
( های هو ی ) (اسم ) شوروغوغا هیاهو

جمله سازی با های هوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روباه لنگ رفت که بر شیر عاشقم گفتم که این به دمدمه و های هوی نیست

💡 از دلش چندان بر آمد های هوی حلقه کرد اهل بخارا گرد اوی

💡 دمدمهٔ این نای از دم‌های اوست های هوی روح از هیهای اوست

💡 خواهی اگر حرم بطواف نجف شتاب تا چند های هوی کنی آشفته خیزهی

💡 با این همه های هوی ایشان دیدیم هنگام عمل وظیفه نشناخته‌اند

💡 بدان رسید که از های هوی گریه من ز آشیانه تن مرغ جان کند پرواز

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز