هایاهوی
مترادفها
هیاهو، سر و صدا، غوغا، همهمه
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
هایاهوی. ( اِ صوت ) هیاهوی. شور و غوغای ارباب طرب و میزبانی و عروسی باشد برخلاف هایاهای که شور و غوغای ماتمزدگان است. ( برهان ). شور و غوغای اهل طرب. ( ناظم الاطباء ). شور و غوغای شادی. هیاهو:
فلک از مجلس انس تو پر از هایاهوی
عالم از گریه خصم تو پر از هایاهای.انوری.
فرهنگ فارسی
(صفت ) هیاهوی: (( فلک ازمجلس انس توپرازهایاهوی عالم ازگری. خصم تو پرازهایاهای. ) ) (انوری )
جمله سازی با هایاهوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسران در غریو و هایاهوی دختران در خروش و واها واه
💡 سلطنت دیدی و هایاهوی او در عهد شاه بشنو اکنون گریهها در گریه هویاهای او
💡 هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختهست دوست دارد ناله مستان و هایاهوی را