نکوداشت

لغت نامه دهخدا

نکوداشت. [ ن ِ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) نکو داشتن. ( یادداشت مؤلف ). رعایت. تفقد. اعزاز. اکرام. رجوع به نکو داشتن شود:
عالمی را به نکوداشت نگه دانی داشت
مال خویش از قِبَل ِ داشت نداری تو نگاه.فرخی.

فرهنگ عمید

= نیکوداشت

فرهنگ فارسی

نکو داشتن. رعایت. تفقد. اعزاز. اکرام.

جمله سازی با نکوداشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برگزاری مراسم نکوداشت حسن اجتهادی در شیراز

💡 ) ترانه‌ای نه بخشی از گروه موسیقی پراگرسیو راک بریتانیایی پینک فلوید است. موسیقی این ترانه کار مشترکی از راجر واترز، دیوید گیلمور، و ریچارد رایت است. متن شعر نیز توسط واترز و بمنظور نکوداشت سید برت، بنیانگذار و عضو سابق گروه سروده شده‌است.

💡 - نکوداشت در انجمن ایرانی تاریخ به سال ۱۳۸۷

💡 رگش از نیش، آوازی نکوداشت برگ در استخوان گیسوی او داشت

💡 - نکوداشت در بنیاد موقوفات محمود افشار یزدی (شب‌های بخارا) با همکاری مجله بخارا، در سال ۱۳۹۴

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز