ناپاک دل
مترادفها
بدخواه، بدجنس، خبیث، پلید
متضادها
پاک دل
لغت نامه دهخدا
ناپاک دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بددل. بدنیت. کینه توز. حسود. که در دل حیله و مکر دارد. که دلش با تو صافی نیست. بداندیش. بدخواه:
به گفتار ناپاک دل رهنمون
همی دست یازند خویشان به خون.فردوسی.سرش را ببرند بی ترس و باک
سپارند ناپاک دل را به خاک.فردوسی.غنیمت ببخشید پس بر سپاه
جز از گنج ناپاک دل ساوه شاه.فردوسی.چو ضحاک ناپاک دل شاه بود
جهان را بداندیش و بدخواه بود.اسدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بدنیت بددل بدخواه.
جمله سازی با ناپاک دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درم داد ناپاک دل را چهار بدو گفت کاین را تو سرمایهدار
💡 بی فکر تو، ناپاک دل از لوث جهانست بی ذکر تو، دل خانه بی آب روان است