ناسوز

لغت نامه دهخدا

ناسوز. ( نف مرکب ) نسوز. که نسوزد. که به آتش متأثر نشود. قائم النار: خاک ناسوز.پنبه ناسوز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نسوز شود.

فرهنگ عمید

= نسوز

جمله سازی با ناسوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس داغ که ناسوز نمودیم و درین باب گرمی به جز از مرهم کافور ندیدیم

💡 درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج ناسوز گشت زخم، به مرهم چه احتیاج

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز