لغت نامه دهخدا
نازک ادا. [ زُ اَ ] ( ص مرکب ) شیرین حرکات. خوش اطوار. که حرکات و اطوارش ظریفانه و دلنشین است. خوش حرکات:
یک شیوه حاصلم ز تو نازک ادا نشد
گویا دل شهید مرا خونبها نشد.جلال اسیر ( از آنندراج ).|| خوش آواز. خوشنوا. خوش الحان. || ( اِ مرکب ) بلبل. ( ناظم الاطباء ).