نازک ادا
مترادفها
ناز، ادا
لغت نامه دهخدا
نازک ادا. [ زُ اَ ] ( ص مرکب ) شیرین حرکات. خوش اطوار. که حرکات و اطوارش ظریفانه و دلنشین است. خوش حرکات:
یک شیوه حاصلم ز تو نازک ادا نشد
گویا دل شهید مرا خونبها نشد.جلال اسیر ( از آنندراج ).|| خوش آواز. خوشنوا. خوش الحان. || ( اِ مرکب ) بلبل. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱ - آنکه ادا و اطوار لطیف دارد: خوش ادا: یک شیوه حاصلم زتو نازک ادا نشد گویا دل شهید مرا خونبها نشد. ( جلال اسیر ) ۲ - خوش آواز خوش الحان.
جمله سازی با نازک ادا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شیوه ها که من زمیان تو دیده ام مشکل به صد عبارت نازک ادا شود
💡 شیوهٔ خوبان عجب نازک ادا افتاده است شوخی آنجا تا عرقآلود می گردد حیاست