لغت نامه دهخدا
نارسیدگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) ناآزموده کاری. نابالغی. ( آنندراج ). ناتمامی. کامل نشدگی. ( ناظم الاطباء ). صغر. اندک سالی. بی تجربگی. رسیده و کامل و بالغ نبودن. || خامی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کالی. نارسی. ناپختگی.
نارسیدگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) ناآزموده کاری. نابالغی. ( آنندراج ). ناتمامی. کامل نشدگی. ( ناظم الاطباء ). صغر. اندک سالی. بی تجربگی. رسیده و کامل و بالغ نبودن. || خامی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کالی. نارسی. ناپختگی.
نا آزموده کاری نابالغی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برهان واصلان فنا آرمیدگی است بر مرگ رفتگان جزع از نارسیدگی است