لغت نامه دهخدا
نادانستنی. [ ن ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل دانستن نیست. که دانستن را نشاید. که نتوان آن را دانست.که غیرقابل فهم است: سخن از چهار نوع است، یکی نادانستنی و نگفتنی. ( منتخب قابوسنامه ص 46 ).
نادانستنی. [ ن ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل دانستن نیست. که دانستن را نشاید. که نتوان آن را دانست.که غیرقابل فهم است: سخن از چهار نوع است، یکی نادانستنی و نگفتنی. ( منتخب قابوسنامه ص 46 ).