لغت نامه دهخدا
نابارور. [ بارْ وَ ] ( ص مرکب ) بی میوه. بی حاصل. بی بار. بی بر. درختی که میوه ندارد. مقابل بارور.
نابارور. [ بارْ وَ ] ( ص مرکب ) بی میوه. بی حاصل. بی بار. بی بر. درختی که میوه ندارد. مقابل بارور.
بی میوه بی حاصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهداء جنین در ایران به موجب قانون نحوهٔ اهداء جنین به زوجین نابارور (۲۹ تیر ۱۳۸۲ در مجلس شورای اسلامی) و آئیننامه اجرایی آن (۹ اسفند ۱۳۸۳ در هیئت دولت) به رسمیت شناخته شده و شرایط آن بیان شده است. این عمل میبایست در مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری صورت گرفته و از جنینهای حداکثر ۵ روزه استفاده شود.
💡 ۲۴ ساعت استراحت پس از انجام وازکتومی لازم است. مسکن و در صورت صلاحدید پزشک جراح، آنتیبیوتیک لازم است. همچنین مدت حدود ۳ ماه پس از وازکتومی، زمان لازم است بگذرد تا مایع منی فرد فاقد اسپرم و کاملاً نابارور گردد.
💡 تخمگذاری باز یا آزاد تخمگذاری است که بر روی تختهها، گیاهان یا تنه درختان انجام میشود. ماهی دیسکاس و فرشتهماهی از جمله این ماهیان هستند. ماهی نر و ماده هر دو در این فرایند نقشهایی را دارند. اصولاً مذکرها از تخمها نگهداری و نگهبانی میکنند و مؤنثها تخمهای نابارور را جدا میکنند. هرچند که هر دو جنس میتوانند به تنهایی این روند را انجام دهند.