لغت نامه دهخدا
یزداد. [ ی َ ] ( اِخ ) پسرخسرو انوشیروان و پدر مهان دخت که مادر فیروز پادشاه ساسانی بوده است. ( از مجمل التواریخ والقصص ص 83 ).
یزداد. [ ی َ ] ( اِخ ) پسرخسرو انوشیروان و پدر مهان دخت که مادر فیروز پادشاه ساسانی بوده است. ( از مجمل التواریخ والقصص ص 83 ).
پسر خسرو انوشیروان و پدر مهان دخت که مادر فیروز پادشاه ساسانی بوده است
اسم: یزداد (پسر) (فارسی) (تلفظ: yaz dād) (فارسی: يَزداد) (انگلیسی: yaz dad)
معنی: خداداد، ( اَعلام ) پسر خسرو انوشیروان و پدرِ مهان دخت که مادر فیروز ساسانی بوده است، نام پسر انوشیروان پادشاه ساسانی
[ویکی الکتاب] معنی یَزْدَادَ: که زیاد کند - که بیفزاید
ریشه کلمه:
زید (۶۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیزداد اهل الجنّة فرحا الی فرحهم و یزداد اهل النّار حزنا الی حزنهم».
💡 «أَوْ أَنْ یَطْغی» ان یتکبّر عن قبول الحقّ و یزداد کفرا الی کفره بردّنا.
💡 هذاالصدود خانی و النار فی جنانی یزداد کل یوم عشقی بلا توانی