یرع

لغت نامه دهخدا

یرع. [ ی َ رَ ] ( ع اِ ) کرمکی است شبیه پشه که روی را بپوشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چیزی مانند پشه که روی را می گزد. ( ناظم الاطباء ).
یرع. [ ی َ ] ( ع اِ ) بچه گاو. ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). گوساله. گاو بچه. ( یادداشت مؤلف ).
یرع. [ ی َ رَ ] ( ع مص ) بددل شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بد دل شدن

جمله سازی با یرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بذر علی فلک الملاحه لم یرع بکسوفه ابدا و لا بمحاقه

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز