لغت نامه دهخدا
یاقوت گون.( ص مرکب ) به رنگ یاقوت. سرخ. یاقوت رنگ:
گاه برسان یکی یاقوت گون گوهر شود
گه به کردار یکی بیجاده گون مجمر شود.فرخی.
یاقوت گون.( ص مرکب ) به رنگ یاقوت. سرخ. یاقوت رنگ:
گاه برسان یکی یاقوت گون گوهر شود
گه به کردار یکی بیجاده گون مجمر شود.فرخی.
به رنگ یاقوت سرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل خیز و در ده ساغری، یاقوت گون چون جام گل
💡 گاه برسان یکی یاقوت گون گوهر شود گه بکردار یکی بیجاده گون مجمر شود
💡 خط ساغر به دور باده یاقوت گون صائب به گرد لعل جانان خط شبگون است پنداری
💡 مست آن ذوقم که در دور خمار چشم او زان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم
💡 دریغا از آن لؤلؤی شاهوار که یاقوت گون گشتش از خون عذار
💡 رخ چون کهربایت لعل کرد از اشک یاقوتی مبین گلگونه یاقوت گون و لعل خندانش