یاغیگری

یاغیگری که در فارسی به‌صورت حامص مرکب به کار رفته است، عمدتاً به معنای سرکشی، نافرمانی و عصیانگری در برابر اقتدار یا نظم حاکم تعریف می‌شود. این مفهوم ریشه در امتناع از اطاعت و پذیرش قوانین یا فرامین مرجع قدرت دارد و مصداق بارز آن، خروج از دایرهٔ تبعیت و اعلام ایستادگی در برابر ساختار رسمی است. همان‌گونه که در منابع تاریخی چون «تاریخ مبارک غازانی» ذکر شده است، گسترش آوازهٔ یاغیگری و فتنهٔ نوروز در میان عوام نشان می‌دهد که این عمل صرفاً یک حرکت فردی نبوده، بلکه توانایی تبدیل شدن به یک جنبش یا آشوب عمومی را نیز دارا بوده است؛ عملی که ثبات سیاسی و اجتماعی را به چالش می‌کشد.

شواهد تاریخی نشان می‌دهند که غالباً پیامدهای جدی و عینی به دنبال داشته است. به عنوان مثال، اشاره شده است که یکی از مقدمان مازندران، به دلیل ترس یا انگیزهٔ دیگر، از آمدن به خدمت و اعلام بندگی خودداری نموده و بدین ترتیب، عنوان یاغی بر او اطلاق گردید. این وضعیت حاکی از آن است که صرف عدم تمکین در برابر قدرت مرکزی، حتی در سطح محلی، منجر به برچسب خوردن و قرار گرفتن در زمرهٔ متمردان می‌شده است. این امر نشان‌دهندهٔ حساسیت نظام‌های حکومتی آن دوران نسبت به هرگونه تخطی از فرمان‌برداری مطلق بوده است.

نشانه‌های عینی این رفتار در قالب تلاش برای تکرار آن نیز قابل مشاهده است. داستان کیاصلاح‌الدین نمونهٔ برجسته‌ای است که پس از ارتکاب گناه یاغیگری، مورد عفو غازان خان قرار گرفت و به ولایت خویش بازگشت. با این حال، استمرار خصلت سرکشی در این فرد به حدی بود که حتی پس از دریافت بخشش، در زمانی دیگر و در همان قلمرو، مجدداً «یاغیگری آغاز نهاد». این تکرار عمل، بر ماهیت ریشه‌دار و پافشاری برخی افراد بر کنش نافرمانی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که گاهی بخشودگی‌های حکومتی نیز قادر به تعدیل کامل گرایش به طغیان و سرپیچی نخواهد بود.

لغت نامه دهخدا

یاغیگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) سرکشی. نافرمانی. عصیان: آوازه یاغیگری و فتنه نوروز در افواه افتاد. ( تاریخ مبارک غازانی 16 ). و یکی از مقدمان مازندران خائف گشته ببندگی نیامد تا اسم یاغیگری بروی افتاد. ( تاریخ مبارک غازانی ص 38 ). غازان خان گناه او ( کیاصلاح الدین ) ببخشید و چون به ولایت خود به وقت دیگر باز یاغیگری آغاز نهاد. ( تاریخ مبارک غازانی ص 41 ).

فرهنگ معین

(گَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ۱ - دشمنی، عداوت. ۲ - سرکشی.

فرهنگ عمید

نافرمانی، سرکشی، تمرد.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز