لغت نامه دهخدا
یارش.[ رِ ] ( اِ ) یاری و آشنائی و مهرورزی. ( آنندراج ).
یارش.[ رِ ] ( اِ ) یاری و آشنائی و مهرورزی. ( آنندراج ).
یاری و مهربانی و مهروزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بر کارش فتادی چشم یارش یکی را ده شدی نیروی کارش
💡 که از هر دو جهان او بیخبر بود که یارش جملگی اندر نظر بود
💡 عاشق زهجر و طعنه اغیار جان نداد یارش بضرب تیغ تغافل مگر کشد
💡 چو دادندی گلی بر دست یارش رخ از شادی شدی چون نوبهارش
💡 عاشق بگو وضو نکند جز بخون دل خواهد اگر بکعبه ی یارش دهند بار