یارستگی
مترادفها
توانایی، شایستگی، لیاقت
متضادها
ناتوانی، عجز
لغت نامه دهخدا
یارستگی. [ رِ / رَ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی یارسته. قیاساً از یارستن درست شود به معنی توانایی و قدرت و تاب و توان.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی یارسته قیاما از یارستن درست شود به معنی توانایی و قدرت و تاب و توان
جمله سازی با یارستگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من درین دریای بی پایاب در یارستگی را از قناعت کشتی و از خامشی لنگر گرفتم