لغت نامه دهخدا
گنج یاب. [گ َ ] ( نف مرکب ) کسی که گنج پیدا میکند:
چرا روی آن کس که شد گنج یاب
ز شادی برافروخت چون آفتاب.نظامی.
گنج یاب. [گ َ ] ( نف مرکب ) کسی که گنج پیدا میکند:
چرا روی آن کس که شد گنج یاب
ز شادی برافروخت چون آفتاب.نظامی.
۱. آن که گنج پیدا کند.
۲. (اسم ) دستگاهی که محل پنهان شدن گنج را مشخص می کند.
( صفت ) آنکه گنج پیدا کند: چرا روی آن کس که شد گنج یاب ز شادی بر افروخت چون آفتاب ? ( نظامی )