گسسته عنان

لغت نامه دهخدا

گسسته عنان. [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ع ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم یله و مرکب بی قید خلیعالعذار که به هر طرف خواهد راه رود. ( آنندراج ):
فرستاده فوجی ز شیرافکنان
به دنبال خصم گسسته عنان.ملا عبداﷲ هاتفی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. عنان بریده، لجام گسیخته.
۲. [مجاز] سرخود، سرکش، بی قید.

فرهنگ فارسی

لاقید بی قید: فرستاد فوجی زشیر افکنان بدنبال خصم گسسته عنان. ( عبدالله هاتفی )

جمله سازی با گسسته عنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارم چو غنچه دست تصرف در آستین در بوستان گسسته عنان چون صبا نیم

💡 پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟ بوی گل گسسته عنان در هوای کیست؟

💡 تاکی دل گسسته عنان را ز بی تهی چون موجه سراب به هر سو هوس کشد

💡 کدام سلسله اند عاشقان سودائی همه گسسته عنان و همه بریده طناب

💡 زلف امید داعیه سرکشی نداشت طول امل گسسته عنان بود صبحدم

زورق یعنی چه؟
زورق یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز