لغت نامه دهخدا
گردن گشاد. [ گ َ دَ گ ُ ] ( ص مرکب ) گردن کلفت. نیرومند:
چو خصمی قوی دید گردن گشاد
به یک ضرب او نیز گردن نهاد.نظامی.
گردن گشاد. [ گ َ دَ گ ُ ] ( ص مرکب ) گردن کلفت. نیرومند:
چو خصمی قوی دید گردن گشاد
به یک ضرب او نیز گردن نهاد.نظامی.
۱ - آنکه دارای گردنی ستبر است ستبر گردن. ۲ - نیرومند قوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای پدر آن کت رگ گردن گشاد کیست دستانش الهی قطع باد
💡 چو خصمی قوی دید گردن گشاد به یک ضربت او نیز گردن نهاد