لغت نامه دهخدا
گر خشک. [ گ َ رِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از جرب است. جرب یابس. خصف. رجوع به جرب شود.
گر خشک. [ گ َ رِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از جرب است. جرب یابس. خصف. رجوع به جرب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ظاهر در نظرها چون قلم گر خشک می آیم چو افتد کار بر سر گریه ها در آستین دارم
💡 از خاک روزی سر کند آن بیخ شاخ تر کند شاخی دو سه گر خشک شد باقیش آبستان شود
💡 و گر خشک شد روغنم در ایاغ به بی روغنی جان کنم چون چراغ
💡 به نعمت های جنت پروری مغز ترا بر استخوان گر خشک شد پوست