گبرکان

لغت نامه دهخدا

گبرکان. [ گ َ رَ ] ( اِخ ) دهی از طسوج سراجه است. ( تاریخ قم ص 114 ).

فرهنگ فارسی

دهی از طسوج سراجه

جمله سازی با گبرکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم اندرین مه کاین حرب کرد رفت به سند بحرب کوره و تاراج گبرکان کبر

💡 رفتم درست تا به سرکوی گبرکان ناگه سپیده دیدم کز کوه بردمید

💡 هنوز اندر آن خانهٔ گبرکان بمانده‌ست بر پای چون عرعری

💡 بعقل ار نقش این اسرار بندی میان گبرکان زنار بندی

💡 ز مستی خرقه بر آتش نهادم میان گبرکان زنار بستم

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز