لغت نامه دهخدا
گب زدن. [ گ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سخن گفتن ( در بسیاری از لهجه ها از جمله در گناباد خراسان و گیلان ).
گب زدن. [ گ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سخن گفتن ( در بسیاری از لهجه ها از جمله در گناباد خراسان و گیلان ).
( مصدر ) سخن گفتن گفتگو کردن.
💡 نفس من برتر از آن است که مجروح شود خاصه از گب زدن بیهدهٔ بیبصران