گاو زرین

لغت نامه دهخدا

گاو زرین. [ وِ زَ / زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صراحی که بشکل گاو از طلا سازند. خم شراب:
چند خواهی ز آهوی سیمین
گاو زرین که میخورد گلنار.خاقانی.آهوی شیرافکن ما گاو زرین زیردست
از لب گاوش لعاب لعل سان انگیخته.خاقانی.ز آهوی سیمین طلب گاو زرین
که عیدی درون گاو قربان نماید.خاقانی.رجوع به گاو زر شود. || جانوری سبزرنگ شبیه به جعل. ( برهان ). || ( اِخ ) گوساله سامری:
گاو سفال اندرآر آتش موسی اندراو
تا چه کنند خاکیان گاو زرین سامری.خاقانی.رجوع به گاوزر شود.

جمله سازی با گاو زرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آهوی شیر افکن ما گاو زرین زیر دست از لب گاوش لعاب لعل‌سان انگیخته

💡 چند خواهی ز آهوی سیمین گاو زرین که می‌خورد گلنار

💡 یابد از گاو زرین او بجواهر مملو همه بر عام کند بهره چنان چون بهرام

💡 گاو سفالی اندر آر آتش موسی اندر او تا چه کنند خاکیان گاو زرین سامری

💡 ز آهوی سیمین طلب گاو زرین که عیدی در او خون قربان نماید

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز