لغت نامه دهخدا
کژاوه. [ ک َ وَ / وِ ] ( اِ ) کجاوه است که به عربی هودج خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). کجاوه. ( ناظم الاطباء ) ( حاشیه برهان چ معین ): آن کژاوه که عایشه در آن بود با سرپوش بود. ( تفسیرکمبریج از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کجاوه شود.
کژاوه. [ ک َ وَ / وِ ] ( اِ ) کجاوه است که به عربی هودج خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). کجاوه. ( ناظم الاطباء ) ( حاشیه برهان چ معین ): آن کژاوه که عایشه در آن بود با سرپوش بود. ( تفسیرکمبریج از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کجاوه شود.
= کجاوه
کجاوه: ( آن کژاوه که عایشه در آن بود با سر پوش بود ). (تفسیر کمبریج )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کژاوه گه شود این سو گران آن کژاوه گه شود آن سو کشان