کوته بین

لغت نامه دهخدا

کوته بین. [ ت َه ْ ] ( نف مرکب ) کوتاه بین. ( فرهنگ فارسی معین ). اندک بین. خردک نگرش. کوتاه نظر. کم بین. خرده نگرش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
نه بلند است به صورت که تو معلوم کنی
که بلند از نظر مردم کوته بین است.سعدی.و رجوع به کوتاه بین شود.

فرهنگ عمید

= کوتاه بین

فرهنگ فارسی

( صفت ) تنگ نظر تنگ چشم: زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان ? حیف باشد این قدر کوتاه بین باشد کسی. ( صائب )

جمله سازی با کوته بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرده خواب شود دیده کوته بین را از گرانجانی اگر برگ سفر جمع کنم

💡 عقل کوته بین ز بیم حشر می لرزد به خود عشق در بیداری این خواب پریشان دیده است

💡 سیدا از بس که فکر ما بلند افتاده است پیش پای خود نبیند خصم کوته بین ما

💡 چشم کوته بین به غور کار نتواند رسید ورنه هر شبنم محیط بیکران دیگرست

💡 ز نقش خود نتواند گذشت کوته بین اگر به کعبه رود بت پرست، در دیرست

💡 چه نعمتی است که این دیده های کوته بین ز حسن عاقبت انتظار بیخبرند

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز