فرهنگ عمید
ممسک، خسیس.
ممسک، خسیس.
( صفت ) ممسک بخیل تنگ چشم: ( مانده رنگ کاهیم باقی که چندان می نداد ساقی کم کاسه امروزم که سفره بشکند ). ( شفیع اثر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظر لطف ز مهر و مه کم کاسه مجوی خواب آسودگی از چشم نگهبان مطلب
💡 از خشکسال توبه کم کاسه می رسیم داریم چشم از همه دریاکشان شراب
💡 صدف از خانه او قطره آبی نچشید تکیه بر همت کم کاسه دریا نکنی
💡 این شیشهٔ گردون را از باده تهی کردیم کم کاسه مشو ساقی مینای دگر ما را