کردمند

لغت نامه دهخدا

کردمند. [ ک َ م َ ] ( ص ) جلد. تند. تیز. سخت یعنی بسیار جلدو تند و تیز. ( برهان ) ( آنندراج ). || ( اِ )تعجیل. شتاب. تندی. تیزی. عجله. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

چابک و چالاک، تندوتیز.

جمله سازی با کردمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببادافره جاودان کردمند به دوزخ بماند روانش نژند

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز