کلمه «کافری» صفتی است که از واژه «کافر» گرفته شده و به کسی یا چیزی نسبت داده میشود که کافر باشد یا به عبارت دیگر، ایمان نداشته باشد. این کلمه نشاندهنده حالتی است که فرد یا گروهی از پذیرش دین یا اعتقادات مذهبی امتناع کردهاند. این واژه در متون دینی، تاریخی و ادبی برای توصیف کسانی که با ایمان دینی مخالفاند یا دین را قبول نکردهاند به کار رفته است. همچنین «کافری» میتواند به معنای عمل یا ویژگیهایی که مخالف دین شناخته میشوند نیز اطلاق شود. در فقه و کلام اسلامی، واژه کافر و مشتقات آن مانند «کافری» برای تشخیص جایگاه دینی و تکالیف فرد مورد استفاده قرار میگیرد. به طور کلی، «کافری» به حالت یا ویژگیای گفته میشود که با ایمان و پذیرش دین سازگار نیست و نشاندهنده عدم اعتقاد مذهبی است. این صفت هم در بحثهای اعتقادی و هم در متون تاریخی کاربرد داشته و برای شناسایی و تمایز افراد از نظر ایمان استفاده میشود.
کافری
لغت نامه دهخدا
کافری. [ف ِ / ف َ ] ( حامص ) کافر شدن. کافر بودن:
به نظم اندر آری دروغ و طمع را
دروغ است سرمایه مر کافری را.ناصرخسرو.ز دانش یکی جامه کن جانت را
که بی دانشی مایه کافری است.ناصرخسرو.عشق را با کافری خویشی بود
کافری خود مغز درویشی بود.عطار.جوری که تو میکنی به اسلام
در ملت کافری ندیدم.سعدی.کاهلی کافری بود. ( جامعالتمثیل ).
کافری. [ ف ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است در سمت جنوبی کله وار و قسمت شمالی بندر طاهری از بلوک سیراف.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به کافر جام. کافری.
نام کوهی است در سمت جنوبی کله وار و قسمت شمالی بندر طاهری از بلوک سیراف
جمله سازی با کافری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کفران نعمت تو خداوند کافری است نعمت حرامتر ز رباگردد و سلف
💡 جهانیان که مسلمانی تو می بینند همی زنند دم کافری و ترسایی
💡 تا کافر را خدا نخواند نرود شرمت بادا ز کافری کم باشی