کارفرمایی

لغت نامه دهخدا

کارفرمایی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل کارفرما.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل کار فرما

جمله سازی با کارفرمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمد مهدوی ابهری (زادهٔ ۱۳۳۶ در قم) دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ ابهر و خرمدره در دورهٔ پنجم، هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی بوده‌است.

💡 ایسپا در حدود ۳۰ درصد از بودجه کارهای ملی خود را از جهاد دانشگاهی تامین می‌کند و مابقی بودجه‌اش را از مازاد طرح‌های کارفرمایی دیگر استخراج می‌کند.

💡 در فَلاخَن می‌گذارد بیستون را تیشه‌ام کارفرمایی اگر چون کوهکن باشد مرا

💡 سراپا عشقم اما کارفرمایی نمی یابم که بر فرهاد و مجنون تنگ سازم کوه و صحرا را

💡 کمان و تیر را نادیدهٔ مثلش کارفرمایی از آن وقتی که ریط ترکش افتاده‌ست با قربان

💡 چه سود از کارفرمایان ظاهر بی‌دماغان را؟ که در دل کارفرمایی ز ذوق کار می‌باید

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز