کاتب سرشت
مترادفها
نویسنده صفت
لغت نامه دهخدا
کاتب سرشت. [ ت ِ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) آنکه ذاتاً نویسنده است. آنکه فطرةً کاتب باشد:
بفرمود تا مرد کاتب سرشت
به آب رزان نکته ها را نبشت.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه ذاتا نویسنده است کسی که فطرتا منشی است: [ بفرمود تا مرد کاتب سرشت باب زر آن نکته ها را نبشت ]. ( نظامی ).
آنکه ذاتا نویسنده باشد
جمله سازی با کاتب سرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بفرمود تا مرد کاتب سرشت به آب زر آن نکتهها را نبشت