لغت نامه دهخدا
خردکوهان. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) اشتری که کوهان آن خرد است. اَعَرّ. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خردکوهان. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) اشتری که کوهان آن خرد است. اَعَرّ. ( یادداشت بخط مؤلف ).
اشتری که کوهان آن خرد است اعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاشقه و دخول کامل در روابط گاوهای نر، به ویژه گاومیش کوهاندار آمریکایی معمول است. روابط جنسی میان زوجهای همجنس در میان آهوها نیز بسیار رایج است.
💡 و هیچ یکشان را کوهان و ارتفاعی باقی نمانده حکایت من و دل، آن زمان که رکاب استوار کرده است
💡 هر که روزی با خلافت، ماه بر کوهان زده است تا قیامت روزگارش داغ بر ران میزند
💡 نه هیچ دیده بدیده است باد را پیکر نه هیچ خلق بگفته است کوه را کوهان
💡 ز بهر سور ببزم تو خسروان جهان همی زنند شب و روز ماه بر کوهان