لغت نامه دهخدا
چین خوردگی. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی چین خورده.
چین خوردگی. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی چین خورده.
۱. چروک داشتن و ناهموار بودن سطح چیزی.
۲. (زمین شناسی ) ناهمواری هایی که در اثر فشار و تغییرات طبیعی در سطح زمین به وجود آمده است.
۱ - عمل چین خوردن. ۲ - تحول و تغییر شکلی که در شکل طبقات زمین بر اثر فشار های جانبی و جنبشهای کوهزایی حاصل میشود و نتیجه اش تشکیل پستیها و بلندیها و وا ریختگی و عدم نظم طبقات قبلی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش نرمپرده در پرده صماخ یا پارس فلاسیدای پرده گوش یا لیگامان ریوینیوس ٬ در کالبدشناسی انسان، قطعه کوچک مثلثی شکل از قسمت نرم پرده صماخ است که درست بالای چین خوردگی مالیولار قرار دارد و به طور مستقیم به استخوان پتروس در شکاف ریوینیوس متصل است. در سطح داخلی پرده صماخ، طناب صماخی از این منطقه گذر میکند. به افتخار هنری شارپِنِل٬ آنرا نرمپرده شارپنل نیز مینامند.
💡 تجزیه و تحلیل ریزساختار ویژگیهای بافتی سنگ را توصیف میکند و میتواند اطلاعاتی در مورد شرایط شکلگیری سنگزایی (پتروژنز)، و تغییرات بعدی، چین خوردگی یا رویدادهای دگرسانی ارائه دهد.
💡 چهره طبیعی این شهرستان کاملاً کوهستانی و مرتفع میباشد. حدود یک پنجم وسعت شهرستان جهرم دشت و چهار پنجم بقیه ارتفاعات است. این ارتفاعات بخشی از چین خوردگی زاگرس بوده و جهت اغلب کوهها به تبعیت از سلسله کوههای زاگرس جنوبی قرار گرفته و شاخههایی از آن این شهرستان را محصور کردهاست.