لغت نامه دهخدا
چلوار. [ چ ِل ْ ] ( اِ ) پارچه پنبه ای سفید آهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. چلواری. ( ناظم الاطباء ):
آن را که به سر چند گزی چلوار است
بینی که چه پیچ و خمش اندر کار است.آصف ابراهیمی.رجوع به چلواربافی و چلواری شود.
چلوار. [ چ ِل ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اندیکا بخش قلعه زراس شهرستان اهواز که در 45 هزارگزی خاور قلعه زراس واقع است. جلگه و گرمسیر است و 70 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش گندم، جو و برنج. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).