چله نشین
مترادفها
گوشهگیر، خلوتنشین
متضادها
اجتماعی، اهل معاشرت
لغت نامه دهخدا
چله نشین. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) چلّه نشیننده. کسی که در چله خانه می نشیند و روزه داشته ریاضت می کشد. ( ناظم الاطباء ). آن کس که چهل روز به ریاضت و عبادت نشیند. مرتاضی که چهل روز ترک حیوانی کند. معتکف چله. آنکه در گوشه خلوت به شرایط و آداب چله نشستن عمل کند.آن کس که در کار چله داشتن و چله نشستن است. مرتاض یا زاهد یا درویش چله گیر. || به معنی مطلق گوشه گیر و منزوی و معتکف. هرکس که در محلی گوشه گیرد و اعتکاف گزیند:
چون دل من به دوستی چله نشین دیر شد
طاعت و زاهدی خود زیر ستانه یافتم.عطار.|| به اصطلاح لوطیان، آلت تناسل. ( آنندراج ). به اصطلاح لوطیان،نره. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که در گوشه ای بنشیند و مشغول عبادت و ریاضت چهل روزه شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که در چله خانه نشیند و ریاضت کند. ۲ - گوشه گیر منزوی معتکف. ۳ - ( اصطلاح لوطیان ) آلت تناسل مرد نره.
جمله سازی با چله نشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر منتظر وعده دیدار کلیمی ای چله نشین وعده میقات برآمد
💡 بکنج ده من سی روزه، مست رسوا را زمانه چله نشین کرده است چون زهاد
💡 ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی که هست چله وی سردتر ز چله دی
💡 در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت دیوانه که اقبال رسا زیر نگین داشت
💡 گذری بر دل سودازده ی ما نکند در کمانخانه مگر چله نشین شد تیرش