چشمه خیز

لغت نامه دهخدا

چشمه خیز. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) جائی که استعداد جاری ساختن چشمه آب را دارد. زمین یا کوهی که بتوان از آنجا آب بیرون آورد. چشمه زای:
هوا از لطافت در او مشک ریز
زمین از نداوت در او چشمه خیز.نظامی.رجوع به چشمه شود.

فرهنگ عمید

ویژگی زمینی که هر جای آن را بکنند آب بیرون آید، ویژگی زمین یا دامنۀ کوهی که بتوان از آن چشمه ای جاری ساخت، پرآب.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جایی که استعداد جاری ساختن چشم. آب را دارد ( زمین یا کوه ).

جمله سازی با چشمه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خضرم به چشم خوانده و ترسم خجل شود این خاک چشمه خیز که در وادی من است

💡 چشم او چشمه خیز فتنه و ناز خال او تخم شوق اهل نیاز

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز