لغت نامه دهخدا
چارناچار. ( ق مرکب ) چار و ناچار. ناگزیر. ( آنندراج ). بالضروره. ( آنندراج ). لاعلاج. اجباراً.
چارناچار. ( ق مرکب ) چار و ناچار. ناگزیر. ( آنندراج ). بالضروره. ( آنندراج ). لاعلاج. اجباراً.
چارو ناچار. ناگزیر. لا علاج. اجبارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحر و موج و حباب و جو آبند چار ناچار چار خواهد بود