چار طرف

لغت نامه دهخدا

چارطرف. [ طَ رَ ] ( اِ مرکب ) چهارطرف. چارسمت. چارجانب. مشرق و مغرب و شمال و جنوب. || فوق و تحت و یمین و یسار.

فرهنگ فارسی

چهار طرف. چار سمت. چار جانب. مشرق و مغرب و شمال و جنوب. یا فوقئ تحت و یمین و یسار.

جمله سازی با چار طرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشقت از چار طرف بست ره چارهٔ ما که میسر نشود از تو به ناچار گذشت

💡 شمشیر تو زد ترک فلک از همه سو زان چار طرف بچار شمشیر گشاد

💡 یک لحظه اگر کسی کند باز دو گوش از چار طرف صدای مظلوم آید

💡 هرکجا موکب منصور تو یک پی بنهاد دولت از چار طرف روی بدانجا آورد

💡 بیچارگی ز چار طرف چون شود دچار غیر از خدای عزوجل چاره‌ساز نیست

💡 یک دل از چار طرف شش جهت و هفت سپهر بست بر آل محمد در زنهار دریغ

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز