لغت نامه دهخدا
چادرسیاه. [ دَ / دُ ] ( اِ مرکب ) روپوش سیاه. حجاب سیاه: طَلْس؛ چادر سیاه. ( منتهی الارب ). || خیمه سیاه رنگ. سیاه چادر. چادر بلوچی. ( تربت حیدری خراسان ). خانه سیاه. ( تربت حیدری ).
چادرسیاه. [ دَ / دُ ] ( اِ مرکب ) روپوش سیاه. حجاب سیاه: طَلْس؛ چادر سیاه. ( منتهی الارب ). || خیمه سیاه رنگ. سیاه چادر. چادر بلوچی. ( تربت حیدری خراسان ). خانه سیاه. ( تربت حیدری ).
روپوش سیاه ٠ حجاب سیاه ٠ طلس ٠ چادر سیاه ٠ یا خیم. سیاه رنگ ٠ سیاه چادر ٠ چادر بلوچی ٠ خانه سیاه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معنای قرااِولی چادر سیاه میباشد.
💡 یک روز داشتند زنان چادر سیاه امروز آنچه روی نهان کرده چادر است