پژوهیده. [ پ ِ / پ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) پژوهش کرده. بازجسته. کاویده:
سخن شد پژوهیده از هر دری
ز شاهی و تاج و ز هر کشوری.فردوسی. || خردمند. عاقل. دانا. زیرک:
پژوهیده سودابه را شاه گفت
که این رازت از من نباید نهفت.فردوسی.بعض فرهنگها معانی فوق را آورده و بیت مذکور را هم شاهد آن قرار داده اند لیکن هم معنی و هم شعر درست نمی نماید.
۱. جستجوشده: سخن شد پژوهیده از هر دری / ز شاهی و از شاه هر کشوری (فردوسی: ۱/۱۱۸ ).
۲. رسیدگی شده.
( اسم ) باز جسته کاویده پژوهش کرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانی پژوهیده بر جا ستاد پس آنگه بیامد به مانند باد
💡 برزگرِ عشق باش نیک و پژوهیده کار آب به هر جو مبر تخم به هر جا مپاش
💡 درین اهرمن گاه وحشت فزای پژوهیده دنیای آشوب زای