لغت نامه دهخدا
پف کرده. [ پ ُ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آماسیده. ورم کرده. برآمده. || پُفالو.
پف کرده. [ پ ُ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آماسیده. ورم کرده. برآمده. || پُفالو.
ورم کرده، آماسیده.
( صفت ) ورم کرده آماسیده پفیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنجک انواع مختلفی دارد که یک نوع محبوب آن در ایران بنام نان برنجک یافت میشود که محصولی تهیه شده از برنجک یا برنج پف کرده است و معمولاً بدلیل کالری کم بعنوان محصولی پرهیزی مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 مقداری از شکر را به روش بن ماری ذوب می کنیم.سپس با برنجهای پف کرده مخلوط می کنیم تا برنجها به همدیگر بچسبند سپس روی یک سطح صاف آنها را پهن کرده و با کمک وردنه یا پشت قاشق صاف می کنیم و بعد از خنک شدن آنها را برش می زنیم.