لغت نامه دهخدا
پردشمن. [ پ ُ دُ م َ ] ( ص مرکب ) بسیاردشمن. پر از خصم:
سراسر همه کوه پردشمن است
در دژ پر از نیزه و جوشن است.فردوسی.
پردشمن. [ پ ُ دُ م َ ] ( ص مرکب ) بسیاردشمن. پر از خصم:
سراسر همه کوه پردشمن است
در دژ پر از نیزه و جوشن است.فردوسی.
۱. کسی که دشمن بسیار دارد.
۲. جایی که دشمن بسیار باشد، پر از دشمن.
( صفت ) پر از دشمن پر از اعدا: ( سراسر همه کوه پر دشمن است در دژ پر از نیزه و جوشن است. ( فردوسی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلسم دوستی پرخوف و گنج وصل پردشمن عجب گنجیست اما تا طلسم آن که بگشاید
💡 جهان پر ز بدخواه و پردشمن است همه مرز ما جای آهرمن است